دلم می خواد بنویسم

این روزا دلم میخواد بنویسم ولی انقدر ذهنم قاطی پاتیه که نمی دونم چه بنویسم و از کجا شروع کنم.بنابراین به صورت آشفته ذهنم رو خالی میکنم.

اول از همه خیلی دلم می خواد تو این هوا تفریح کنم و بیرون برم. گاهی دلم میخواد استراحت کنم و تو خونه بمونم. گاهی دلم می خواد برم دنبال بازاریابی برای کارم. گاهی دلم می خواد بازاریاب بگیرم و گاهی ...

کارای سال 92 رو تو دفتر جمع و جور کردم. خونه هم حسابی تر و تمیز شده. پسری هم که داره بزرگ می شه و گاهی باهام مخالفت می کنه و استقلالش رو به رخم می کشه که البته سعی می کنم با متانت از کنارش بگذرم. همسری هم حسابی همکاری جسمی و فکری می کنه ولی حسابی بی پول و درگیر کاراشه. دیروز هم اولین جلسه باشگاه رو رفتم که خیلی خیلی بهم چسبید. برنامه های مختلفی تو ذهنم هست چه از نظر کاری چه از نظر خانوادگی. راستش جرات به قلم کشیدنشون رو ندارم. یه اراده ای توی دلم ضعیف شده فقط تنها کسی که حس هام رو درک می کنه و کمک حالمه و هلم می ده جلو همسریه.

از شروع سال تا امروز بیمه زیادی نفروختیم خیلی دلم می خواد فروشم بره بالا. باید همت کنم و خودم هم آستین بالا بزنم. البته می دونم که خدا رو نباید فراموش کنم. 

دلم می خواد دو تا برنامه کامل و جامع برای کار و زندگیم بنویسم. انشالا که بتونم...

وای چقدر قاطی پاتی شد ..... بهتره برم تا کار ندادم دست خودم ....

/ 4 نظر / 6 بازدید
خاطره

سلام . ایشالله کسب و کارت بگیره و موفقتر از قبل باشی[گل]

دزیره

امیدوارم سال جدید با سلامتی برات باشه و کار و بارت حسابی خوب باشه و بگیره. این روزها قدم زدن کلی مزه میده. خوبه که باشگاه رفتی و از انرژی بهاریت می تونی استفاده کنی. شاد باشی نیلو جون./

نیلوفر

عزیزم همه چی درست میشه ... باید امیدوار باشی ... امید بهت انرژی میده و این انرژی همه چی رو به صورت خارق العاده ای درست میکنه ... امیدوارم امسال سال تو باشه [مغرور][بغل]

خاطره

حتما بنویس..نوشتن به آدم جسارت انجام دادنش رو می ده