باشگاه + کار و زندگی

انقدر دیر به دیر میام که نمی دونم چی باید بنویسم. خدا رو شکر خواننده هم که ندارم که شرمنده دوستان بشم!

از اوضاع دفتر ناراضی نیستم. تا حالا 2 تا نیرو عوض کردم. فعلا بازاریاب هم ندارم. از این آخری (ندا) راضیم فقط حس می کنم یکم مسئولیت پذیریش پایینه. دارم سعی می کنم درگیرش کنم. فعلا توکل به خدا تا ببینیم چی می شه.

صب تا غروب یه شاغل خوب. بعد از ظهر هم یه مادر خوب و یه زن خونه دار. این چند وقته زیاد رفت و آمد داشتیم. واسه همین دلم لک زده برای یه تنهایی سه نفره. البته بگم ها بد نگذشته فقط سخت بوده.

امروز ندا نیومده دفتر حالش خوب نبود. به خاطر همین الان تنهام. لپ تاب رو هم خالی کردم می خوام روش ویندوز بریزم که خودم برم دنبال مشتری باید آستین رو بالا بزنم.

راستی اصلا اومدم بنویسم که از امروز می رم باشگاه (ایروبیک). برخلاف تصورم خیلی هم حال می ده اما یه خورده سخته. یه خورده که نه خیلی سخته. خدا رو شکر که باشگاه مال غریبه نیست که اذیت بشم. اینجوری حداقل مربی باهام زودتر ارتباط می گیره. راستش یه چند وقتیه احساس نیاز به باشگاه رو برای اینکه یه تایمی مال خودم باشه و یه ذره انرژی بگیرم و بدن دردم خوب بشه پیدا کردم که یکشنبه گفتم از فردا می رم باشگاه. دوشنبه رفتم مربی رو دیدم و بهم گفت بیا ایروبیک به روحیاتت بیشتر میاد و از چهارشنبه یعنی امروز اولین جلسه رو شروع کردم.خدا رو شکر راضی هستم. ظاهرا باید مواظب باشم چاق نشم. راستی برای اولین روز تو باشگاه آب گرم نبود که بدنم رو بشورم. خدا کنه همت داشته باشم و ادامه بدم.آخه خیلی باحاله برای اولین بار بعد از 30 سال به طور جدی یه ساعت ورزش کردم.

/ 2 نظر / 6 بازدید
دزیره

سلام دوستم مثل اینکه خیلی چیزها عوض شده . شرکت داری ؟مبارکه. ورزش مخصوصا اگه پایه داشته باشی بینظیره. از تبریکت هم ممنونم.