این چند وقته

سلام بالاخره اومدم اینجا یه سرکی بکشم.

از این چند وقت بگم که حسابی درگیر بودم همه چی از زمستون که نه از پاییز شروع شد از شرکت که اومدم بیرون رفتم دنبال کار جدید و یه عالمه هم دنبال این گشتم که برای خودم کار کنم. از یه کلاس ساده بیمه عمر شروع کردم تا اینکه بالاخره بعد از 2 تا مصاحبه تو شرکتی که الان نمایندش هستم OK گرفتم. همزمان دو شرکت دیگه هم باهام موافقت کرد که خدا رو شکر باعث شد که یه حق انتخاب پیدا کنم.

از اول اسفند هر روز از ساعت 8 صب کلاس داشتم تا حدود 4 یا 6 . بالاخره کلاسا روز 23 اسفند تموم شد. خیلی چیزا از بیمه متوجه شدم.

عید هم رفتیم اهواز. دهم فروردین هم تهران بودیم و من سخت مشغول درس خوندن آخه 18 فروردین امتحان داشتم. خدا رو شکر با نمره 91 این مرحله هم تموم شد. بماند که عید دیدنی تعطیل شد و 13 به در هم بچم و باتباش تنها رفتن و من تنها غروب به اونا ملحق شدم.

بعد از اون 26 اردیبهشت یه امتحان دیگه داشتیم. اینبار با نمره منفی. خدا رو شکر این یکی هم تموم شد اما نمره ای اعلام نکردن.

اواخر تیر خبر قبولی رو بهم دادن. بعد رفتم اهواز یه سری زدم و چک ضامن رو آوردم و رفتم دنبال کارای اداری پیدا کردن محل.

بالاخره 30مرداد کد نمایندگیم اومد و قرارداد رو امضا کردم از 2 شهریور افتتاحیه دفتر بود. الانم حسابی اینجا مشغولم. خیلی روزا داره تند تند می گذره. منم خیلی درگیر و گرفتار شدم. ولی راضیم از اینکه این کار رو انتخاب کردم. توکل می کنم به خدا و فقط از خودش کمک میخوام.

خدایا کمکم کن ...

حالا میام کم کم از اینجا و کارا هم می نویسم.

خدایا مرسی .....

/ 0 نظر / 5 بازدید