کارمند جدید

دیروز بعداز ظهر همسرم اومد دفتر گفت می خوای به خانمی که تو خودرو فرسوده باهاش آشنا شدم زنگ بزنم؟ ظاهرا از اونجا اومده بیرون.

می گم باشه عزیزم.

حدود 4 بود که بهش زنگ زد. دختره بیرون بود. بهش شماره من رو داد و دختره گفت زنگ می زنم. تا چند هستن؟ من الان بیرونم.

ظاهرا میره یه شارژ می خره و سریع تماس گرفت.

گوشی رو برداشتم خیلی مودب صحبت کرد.باهاش قرار گذاشتم امروز اومد و با هم صحبت کردیم. قرار شد از ساعت 8 تا 5 و نیم بیاد سرکار. بازاریابی هم بکنه و پورسانت بگیره.

به نظر دختر باجنمی اومد. البته خودش هم این ادعا رو داشت. ولی خیلی خام و بی تجربه بود. دختره متولده 70 بود و 2 ماه بیشتر کار نکرده بود.

من ازش بدم نیومد ولی باید تو کار امتحانش رو پس بده.

لبته به نظرم اینکه می خواد تلاش کنه اگه ادامه داشته باشه براش موفقیت میاره.

گفت از امروز شروع کنیم.

گفتم نه عزیزم بذار از فردا که امروز هم کارات رو انجام بدی.

خدا رو شکر کردم و به حرف بابام رسیدم که همیشه می گه از هر دست بدی از همون دست می گیری.

فهمیدم بد نکردم که انقدر سریع یه آدم جدید جایگزین شد.

امروز هم یکی از مشتریانمون گفت اگه بشه برادرش برای بازاریابی بیاد پیشم. بعد هم برادرش زنگ زد. حالا قرار شد 5 شنبه بیاد همدیگرو ببینیم.

خدایا آن ده که آن به.

خدایا دوست دارم.

خدایا ازت ممنونم.

دوستای خوبم از شما هم ممنونم که بهم راهنمایی می دین و اینجا رو می خونین.

خدایا یه کاری کن که تو هر قدمم تو رو فراموش نکنم.

/ 1 نظر / 4 بازدید
نیلوفر

نیلوفر جون همسرت شماره این خانم رو گرفته بوده ؟! [متفکر] متولد 70 میشه سال بز ! منم سال بزم ! جنمم بالاست و در کارم بسیار دقیقم ! فکر کنم میتونی روش حساب کنی [پلک]