خدایا دوستت دارم

تازگیا به این نتیجه رسیدم که خدا زودتر از اون چیزی که تصورش رو هم بکنم صدام رو می شنوه. چند روز پیش (شنبه) بعد از ماهها که خونمون رو مالک گذاشته بود برای فروش. بالاخره خسته شدم و سعی کردم به طور کامل از این خونه دل بکنم. به همسری گفتم ای کاش خونه فروش بره که از این بلاتکلیفی راحت بشیم. بعد سرم رو بالا کردم و گفتم خدایا یه مشتری بخره که ما تکلیفمون رو بدونیم- از ته دل از خدا خواستم.

یکشنبه مالکمون زنگ زد و گفت خونه رو فروخته. یادمه 4 سال نیم قبل هم که اومدیم این خونه یه بار برای سومین بار بود که اومده بودیم این خونه رو ببینیم. در رو کسی باز نمی کرد. رو به آسمون، روبروی خونه روبرویی وایستادم و با دلی غصه دار گفتم خدایا یعنی تو این شهر به این بزرگی یکی از این خونه ها نمی تونه مال ما باشه. فردا شبش موفق شدیم خونه رو ببینیم. کلی خوشحال شدیم و خونه رو قولنامه کردیم.

خدایا من معمولا از ته ته دل چیزی رو ازت نمی خوام. خیلی وقتا خیلی چیزا می خوام ولی خودتم می دونی که توش انقدر احساس نیست. ولی هر وقت از ته دل ازت چیزی خواستم بهم نه نگفتی و خودت همیشه کنارم بودی. الانم ازت خیلی خیلی ممنونم که کنارمی.

خدایا دوست دارم.

خدایا آن ده که آن به.

/ 5 نظر / 5 بازدید
محمد

چه جالب هنوز هم چقدر آدمهای خوش قلب و معتقد وجود دارن ... خب این ها نتیجه همون انرژی مثبت و خوش قلب بودن خودتونه که باعث میشه کارها درست بشه ... موفق باشین . نیلوفر خانوم

نیلوفر

مگه شک داری ؟! معلومه که خدا دوستت داره ... منم یادمه اون اوایل ازدواج ماه رمضون بود تو خونه نون نداشتیم ! شوشو جان هم نبود و کیف منم خالی بود ! دیگه گفتم بی خیال بدون نون افطار میکنم ... خیلی هم هوس نون داشتم ... سر افطار همسایه مون در زد بهم چند تا نون لواش داد ! گفت برای اولین بار هوس کرده بره نون بگیره برای منم اورده ... بعدش اشکم دراومد ... خدا خیلی مهربونه [قلب]

دزیره

حالا چی میشه از این خونه میرین؟ یا با صاحبخونه جدید قرارداد می بندین؟؟؟؟ انشاله هر چی خیره براتون پیش بیاد.

خاطره

خوشحالم که خدا صدای دل مهرربونتو شنیده .. ایشالله خونه خودت بشینی و لذت زندگی ببری .. برای منم دعا کن لطفا

خاطره

چطوری عزیزم؟ ازت بی خبرم